من در آئینه شبرنگ زمان مینگرم
ماه در عپغم تنهائی خویش در شبستان فرو خفته بدان((مزرع سبز))
سربه دامن دارد
وبه اندوه کلامی می گوید:
((همه جا فریاد است))
همه در غوغا یند
بشر از شیوه فردی شده دلتنگ و غریب
گل اهداف دگر خشکیده است!!
زندگی را شبحی مانده به جا
شهوت و خوردن و خوابیدن و بس!
((آدمیت مرده است))
گوئیا نیست کسی تا که بگوید به همه:
((جهشی باید کرد))
((جهشی باید کرد))
برچسب: شعر,جهشی باید کرد,جهشی,شعر جهشی,شعر جهشی باید کرد,جهشی باید کرد,
نویسنده: صمد
تاريخ: چهارشنبه
8 آبان
1392 ساعت: 15:23